تاریخ انتشار بلوری فیلم Crawl تایید شد

تاریخ انتشار بلوری فیلم Crawl تایید شد

تاریخ انتشار بلوری فیلم Crawl تایید شد

63
[ T y p e h e r e ]
دختر جهنمی
برخورد با شهاب سنگها قرارشون میدیم” )رجوع شود به ۱۴ آیهی اول
سورهی جن(
-”خوشحالم که بهتری، اتفاقات امشب رو فهمیدی؟”
حامد: ”آره متاسفم که نتونستم کمکت کنم میدونستم شومان میاد
مجبور شدم بمونم چون پگاه آسیب دیده”
-”چی؟! پگاه آسیب دیده؟”
قبل از اینکه حامد چیزی بگه ارتباطمون قطع شد و به خواب فرو رفتم. با
تکونهای یزدان چشمهام رو باز کردم؛ تمام بدنم کوفته بود و حسابی درد
میکرد. خوابیدن روی کاناپه واقعا سخت بود. خمیازهای کشیدم و روی
مبل نشستم.
یزدان: ”نون داغ گرفتم صبحانه حاضر میکنی؟”
دلم میخواست بزنم توی دهنش و بگم ساعت شش صبح کی صبحانه
میخوره؟ مخصوصا دیشب که شب بدی بود؛ اما چون بوی نون سنگک
داغ زیر بینیام پیچید حسابی گشنهام شد. از جام بلند شدم و نونهارو
ازش گرفتم؛ نونهارو روی میز گذاشتم و خواب آلود گفتم: ”یزدان میری
کله پاچه بگیری خیلی هوس کردم”
به فکر فرو رفت و گفت: ”نیم ساعت طول میکشهها”
-”ایرادی نداره تا من چایی حاضر کنم برمیگردی”
باشهای گفت و به سمت در رفت.
-”یزدان صبر کن”
پول کله پاچه رو بهش دادم هرچند زیر بار نمیرفت که بگیره اما
مجبورش کردم چون درست نبود مهمونم خرج کنه. از خونه بیرون زد.
کتری رو آب کردم و روی گاز گذاشتم؛ به سمت اتاق رفتم تا وضعیت پریا
رو چک کنم. توی چارچوب در قرار گرفتم؛ راحت خوابیده بود. در اتاق رو
بستم و به سالن برگشتم؛ با دیدن شومان روی کاناپهام یکه خوردم. سر
صبح اینجا چیکار داشت؟ آروم سلامی کردم که بهم نگاه کرد. نسبت به

 

Leave a comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *