بایوور: از بازی Anthem به‌صورت بلند‌مدت پشتیبانی می‌کنیم

بایوور: از بازی Anthem به‌صورت بلند‌مدت پشتیبانی می‌کنیم

بایوور: از بازی Anthem به‌صورت بلند‌مدت پشتیبانی می‌کنیم

69
[ T y p e h e r e ]
دختر جهنمی
برقرار کنه؟ فرکانسهای مغزت رو بالا بردیم تا از طریق تماس جاش رو
پیدا کنیم ولی توی بیمصرف زود خوابت برد؛ حامد زیادی ما رو دست
کم گرفته، حالا تو رو میبرم تا مجبور بشه بیاد”
میلرزیدم و ترس توی تمام تنم نشسته بود؛ اگه امروز اتفاقی برای حامد
میافتاد خودم رو نمیبخشیدم، چون من باعثش شده بودم. جوشش
اشک رو توی چشمهام حس میکردم.
مرد دوباره اون صدای نحس و کذاییاش گفت: ”دنبالم بیا وگرنه مجبورت
میکنم”
شومان من رو به پشت سرش هدایت کرد و گفت: ”سوگند خوردم که
محافظش باشم”
توی خواب شنیده بودم که اسم این جن نوری الیقاست.
الیقا چند قدم جلوتر اومد و گفت: ”باشه مشکلی نیست شومان تورو هم
میکشم”
وقتی که با اون چشمهای جهنمی به گلوی شومان خیره شد نفسش برید
و روی زمین افتاد؛ به گریه افتادم، میدونستم که شومان نمرده چون طبق
اون کتاب اگه میمرد دود میشد و از بین میرفت اما الان جسم لطیفش
روی زمین افتاده بود. اونقدر ضعیف بود که دیگه نتونه ازم محافظت کنه.
قبل از اینکه کتک بخورم یا با اون چشمهای جهنمی به گلوم خیره بشه
جلوتر رفتم و گفتم: ”باهات میام.”
دستهای الیقا درست شبیه دستها و پنجههای گرگ بود. نگاهم به
خودکاری که روی میز بود افتاد، یواشکی برداشتمش. مرد خم شد تا
وضعیت شومان رو چک کنه انگار براش مهم بود که نمرده باشه؛ توی این
فاصله خیلی سریع روی دیوار گچی نوشتم: ”حامد نیا دنبالم خواهش
میکنم!”
میدونستم اگه بیاد ممکنه بمیره، اما میترسیدم از اینکه خودم هم به
سرنوشت برادر ماتریکا دچار بشم؛ خیلی از مرگ میترسیدم. خودکار رو

 

Leave a comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *