آیا کامپیوترهای مک به آنتی ویروس نیاز دارند؟

آیا کامپیوترهای مک به آنتی ویروس نیاز دارند؟

آیا کامپیوترهای مک به آنتی ویروس نیاز دارند؟

66
[ T y p e h e r e ]
دختر جهنمی
عصبی و ناراحت به نظر نمیرسید و معلوم بود خوشحاله. با لحن
اطمینان بخشی گفت: ”نگران نباش اتفاقی نمیافته از پنهان شدن خسته
شدیم؛ دیروز نزدیک بود یکیشون پگاه رو بکشه، شانس آورد که فرار کرد.
میخوایم بکشونیمشون اینجا و کاری که دیشب بهت گفتم رو انجام
بدیم”
با کنجکاوی گفتم: ”تا چه حد مطمئنی این نقشه عملی بشه؟”
خونسردانه دستش رو روی دیوار گذاشت و یکی از ابروهاش رو بالا
انداخت.
حامد: ”ببین کلا جنا سه دستهان بعضیاشون توی فضا زندگی میکنن
پرواز میکنن، بعضیا روی زمین با ادمها، بعضیهام به شکل سگ و
مارن… اینها هم جزو دسته اولن؛ با سیامون میکشونیمشون بالا و
شهاب سنگ میپوکوندشون؛ چون وقتی عصبی بشن فراموش میکنن که
اسمونهای بالاتر سوم ممنوعه”
وقتی انقدر با ارامش و ریلکس حرف میزد ناخواسته باورم میشد که
اتفاقی قرار نیست بیفته.
صدای بوق ماشین امین باعث شد نگاهی بهش بندازم پس حق با حامد
بود و به مسافرت نرفته بود. از ماشین پیاده شد؛ امیدوار بودم که حرفی
نزنه چون در اون صورت کسی که صدمه میدید خودش بود.
بیتوجه به امین رو به حامد گفتم: ”تو سرعتت از اونها بیشتره مگه نه؟”
با لبخند گفت: ”برای همین سیامون این کار رو سپرد به من؛ روح انسانی
دستش بازتره سرعت زیادتری داره و روح من ترکیب هردوست هم جن و
هم انسان؛ بخش انسانیم بهم کمک زیادی میکنه. مثلا همین منطقی که
دارم رو مدیون اون بخشم البته گاهی اختیارم دست غریزهی جنیام
میافته ولی بازم امتیازام بیشتر از یک جنه چون دو موجودم”
لبخند به لبم اومد. امین که تازه رسیده بود نگاه خصمانهای بین من و
حامد رد و بدل کرد و گفت: ”بگو پریا بیاد”

 

Leave a comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *